
هنوز هم که هنوز است، واژه ی بکار.ت (مخاطب این خطوط لابد ذهنش مثل من شرطی شده و این واژه ذهنش را به سمتی می برد که از دید من نباید ببرد !نَبَرَد آقا، نَبَرَد خانم، نَبَرَد !آن مفهوم مزخرف تر و توهین آمیزتر از آن است که من به خاطرش دست به قلم شوم، پس روی آن مفهوم را در ذهن تان قلم بکشید.) اولین چیزی را که به ذهنم می آورد، یک جزیره ی متروکه ی بی رد پاست. چیزی شبیه جزیره ی رابینسون کروزوئه قبل از رابینسون کروزوئه. اهلی نشدنش را دوست دارم. گیجی اش از روایت دیگر جزیره ها از غریبه ها و سوغات های شان ر...
ادامه مطلب