
ولی قبول کنید بشر اساسا ظرفیت این چرخش 90 درجه ای در جهت عقربه های ساعت را نداشت....
ادامه مطلب
هنوز هم که هنوز است، واژه ی بکار.ت (مخاطب این خطوط لابد ذهنش مثل من شرطی شده و این واژه ذهنش را به سمتی می برد که از دید من نباید ببرد !نَبَرَد آقا، نَبَرَد خانم، نَبَرَد !آن مفهوم مزخرف تر و توهین آمیزتر از آن است که من به خاطرش دست به قلم شوم، پس روی آن مفهوم را در ذهن تان قلم بکشید.) اولین چیزی را که به ذهنم می آورد، یک جزیره ی متروکه ی بی رد پاست. چیزی شبیه جزیره ی رابینسون کروزوئه قبل از رابینسون کروزوئه. اهلی نشدنش را دوست دارم. گیجی اش از روایت دیگر جزیره ها از غریبه ها و سوغات های شان ر...
ادامه مطلب
وقتی قبل از شروع 90، صدای مخصوص تمام شدنِ پیام های بازرگانی پخش می شود و تو تمام حواست را جمع می کنی که ابتدای برنامه را از دست ندهی، ولی باز هم تبلیغات ادامه دارد، یعنی این شبکه 3 دارد به شعور مخاطبین توهین می کند. اگر چند بار این اتفاق پشت سر هم بیفتد، حس احمق شمرده شدن هم به من دست می دهد. فکر نمی کنم اینجا اروپاست. دلم هم خوش نیست. فقط دارم از حق طبیعی ام دفاع می کنم. ...
ادامه مطلب
برای بعضی کارها واقعن بهانه لازم است. مثلا من اگر هر روز جلوی شما –خود شخص شخیص شما را می گویم!- بگیرم و همین حرفایی که اینجا می نویسم را بگویم، به سلامت عقلی من شک می کنید ! به نظر من حتی جایی مثل دانشکده هم بهانهست ! برای یاد گرفتنِ اینکه جنس مخالف هیولا نیست و فرشته نیست. بهانه ایست برای یاد گرفتنِ جورِ دیگری بودن. اما روز دختر، از آن بهانه هایی ست که من دوستش دارم. گیریم که خیلی ها اصلا این روز را مسخره بدانند. گیریم که بعضی ها با مناسبتش مشکل داشته باشند. گیریم که بعضی ها بگویند «فلسفه ی ...
ادامه مطلب